سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
دانش، زندگیِ دلهاست و روشنایی دیدگان از نابینایی و توانایی پیکرها ازناتوانی . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]


ارسال شده توسط تندیس تنهایی در 94/11/1:: 1:12 صبح

وای خدایا چقدر سخت بود طاقت آوردن...چقدر به گلوم فشار می یومد..حرفام قلمبه شده بود ..داشت سر ریز میشد ولی من باید جلوی خودمو میگرفتم..باید تحمل میکردم..اما اینجا ک دیگه لازم نیست تحمل کنم.لازم نیست یه چسب بزنم به دهنم ک نکنه چیزی رو بگم ک نباید..خدایا چرا اینقدر مهربون شده بود..خدایا خودش بود؟؟وای خدایا چقدر جدا شدن ازش سخت بود..

دستمو بگیر و منو محکم بکش تو آغوش خودت.اینقدر منو محکم فشار بده توی بغلت ک نفس کشیدن برام سخت بشه..دستتو دور کمرم محکم بگیر ک نتونم جایی برم..دستتو بزار روی چونم و سرمو بیار بالا و زل بزن توی چشمام..تو گوشم آهسته بگو خیلی دوستت دارم.خیلی دوستت دارم.خیلی دوستت دارم.

دستتو بکن لای موهامو دستشون کن و بندازشون روی شونم و سرتو بزار روش.بگو بهتر از اینجا هم جایی هست؟؟ منم میگم بله هست ،سینه ی تو..سرتو آروم بردارم و سر خودمو بزارم روی سینت و تو دستتو بزاری روی سرم و بگی تو مال خودمی و من لبخند بزنم و سرمو بیشتر توی سینه ات فشار بدم...دستمو میزارم روی لبات ک سکوت کنی و من راحت تر صدای قلبتو بشنوم و صدای قلبمو باهاش تنظیم کنم..

تو دلم از خدا میخوام این زمان نگذره این لحظه باقی بمونه ..نمیخوام از آغوش گرمت جای دیگه ای برم

تو آروم برام میخونی..به دستام تکیه کن پشتت به کوهه نترس از عاشقی عشق با شکوهه و.... .اشکهامو میبینی من به آرزوم رسیدم  .


کلمات کلیدی :

   1   2   3   4   5   >>   >